در طوفان ها لبخند را فراموش نکنید!
09 آبان 1400 توسط زهرا رضایی سرتشنیزی
? داستان کوتاه دختر بچه کوچکی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و بر میگشت. با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد… بعد از ظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق… بیشتر »
