حکایت؛ هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد
29 شهریور 1400 توسط زهرا رضایی سرتشنیزی
کمک به پدر پيرمردي تنها در مينهسوتا زندگي ميکرد. او ميخواست مزرعه سيبزمينياش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش که ميتوانست به او کمک کند در زندان بود پيرمرد نامهاي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد: پسر عزيزم من حال… بیشتر »


