حکایت یک لیوان شیر
30 شهریور 1400 توسط زهرا رضایی سرتشنیزی
يک ليوان شير روزي روزگاري پسرک فقيري زندگي ميکرد که براي گذران زندگي و تأمين مخارج تحصيلش دستفروشي ميکرد.از اين خانه به آن خانه ميرفت تا شايد بتواند پولي به دست آورد.روزي متوجه شد که تنها يک سکه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين در حالي بود که… بیشتر »



